ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ ؛ نمی شاید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
مروتی
نشانه های اختصاری
مروتی .
[ م َ وَ تی ی ](ص نسبی ) منسوب به ذی المروة؛ که گویا قریه ای بوده است در مکه یا مدینه . (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
مروت
مروت
مروة
مروة
مروة
مروت
مروت ورز
مروتة
مروتحر
مروتک
مروتی
مروث
مروج
مروج
مروج
مروج الذهب
مروجق
مروجوق
مروچق
مروچک
مروح
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.50 ثانیه
واژه
معنی
بی مروتی
بی مروتی . [ م ُ رُوْ وَ ] (حامص مرکب ) حالت و عمل بی مروّت . درشتی و سختدلی و بی رحمی و ظلم و تعدی . (ناظم الاطباء). ستمگری . ناجوانمردی . نا...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه