صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولی است خلاف ؛ دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا باشد بهشت همچون کف دست
قلاط نشانه های اختصاری
قلاط. [ ق ِ ] (اِ) فارسیان آن را به معنی مطلق قلعه استعمال نمایند. (آنندراج ) :
زینسان که بیاراست کنون میر قلاطی
آن میر خردمند هواخواه وفادار.

میرمعزی (از آنندراج ).


و در فرهنگ ، کلات به فتح کاف تازی و فوقانی ، دیه یا قریه که بر سر کوه بلند واقع شده و کلاته دیه کوچک و قلعه ٔ کوچک را گویند، و از اینجا مستفاد میشود که قلاط ظاهراً معرب همین کلات است . (آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
17 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژهمعنی
قلاطقلاط. [ ق ُ ] (ع اِ) فرزندان جن و اولاد شیطان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). نام فرزندی از فرزندان جن و شیاطین . (اقرب الموارد). || (ص )...
قلاطقلاط. [ ق ِ ] (اِخ ) قلعه ای است میان قزوین و خلخال .(منتهی الارب ) (آنندراج ). قلعه ای است بر قله ٔ یکی ازکوههای تارم از دیلم ، و آن میان ...
غلاطغلاط. [ غ ِ ] (ع مص )به معنی مغالطه است . (منتهی الارب ). مصدر دوم باب مفاعله به معنی به غلط انداختن و یکدیگر را غلط دادن . (از اقرب المو...
قلات قلات . [ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قَلْت . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به قلت شود. || ج ِ قُلَة. (ناظم الاطباء). رجوع به قلة شود.
قلات قلات . [ ق ُ ] (ع اِ) ج ِ قُلَة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قلة شود.
قلات قلات . [ ق َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین واقع در 29 هزارگزی شمال ضیأآباد. این ده در کوهستان قرار گرفته و س...
قلات قلات . [ ق َ ] (اِخ ) دهی از دهستان و بخش قیروکارزین شهرستان فیروزآباد واقع در 14 هزارگزی جنوب خاوری قیر، کنار رودخانه ٔ قره آغاج . موقع جغراف...
قلات قلات . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هکان بخش کوهک شهرستان جهرم واقع در 28 هزارگزی باختر جهرم ، کنار راه فرعی هکان به جهرم . موقع جغرا...
قلات قلات . [ ق َ ] (اِخ ) ده بزرگی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز واقعدر 33 هزارگزی شمال باختر شیراز و 4 هزارگزی شوسه ٔ شیراز به ...
قلات قلات . [ ق َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیدشهر بخش جویم شهرستان لار واقع در 51 هزارگزی جنوب جویم ، جنوب کوه هیرم . موقع جغرافیایی آن جلگه و هو...
1 2
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه