ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا و ندامتا که تاچشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
آبشار
نشانه های اختصاری
آبشار.
(اِ مرکب ) (از: آب ، ماء + شار، از شاریدن به معنی فروریختن ، سکب ) آب جوی ونهر بزرگ که از بلندی فروریزد. مصب . شَلاّ له . || سنگ مشبک که بر دهانه ٔ ناودانها نصب کنند.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
آبسکند
آبسکون
آبسلانگ
آبسنج
آبسنگ
آبسوار
آبسون
آبش
آبش احمدلو
آبش خاتون
آبشار
آبشت
آبشتگاه
آبشتگه
آبشتن
آبشتنگاه
آبشتنگه
آبشخوار
آبشخور
آبشُر
آبشم
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژه
معنی
ابشار
ابشار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ بَشَر و بَشَره .
ابشار
ابشار. [ اِ ] (ع مص ) مژده دادن . || شاد شدن .
ابشار به مازندرانی
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه