ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
در کارگه کوزه گری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه ؛ گویای خموش
هر یک به زبان حال با من می گفت :
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
گوساله پرست
نشانه های اختصاری
گوساله پرست .
[ ل َ
/
ل ِ پ َ رَ ] (نف مرکب ) آنکه گوساله پرستد. که ستایش گوساله کند. کسی که بچه ٔ گاو را ستایش می کند.(ناظم الاطباء)
:
موسی چون از کوه طور بازآمد آن قوم را دید گوساله پرست شده اند. (قصص الانبیاء).چون آن بدیدند همه به یک بار سجده کردند گوساله پرست شدند. (قصص الانبیاء). چون موسی بازآمد... همه ٔ قوم راگوساله پرست و کافر دید. (مجمل التواریخ و القصص ).
از بدی عالم گوساله پرست
رخت بر گاو ثری خواهم داشت .
خاقانی (دیوان چ سجادی ص
83
).
-
امثال
:
گر چشم خدای بین نداری باری
خورشیدپرست شو نه گوساله پرست .
؟ (از امثال و حکم ج
3
ص
1285
).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
گوژگانی
گوژلک
گوژن
گوژه
گوژی
گوس
گوس
گوساله
گوساله ٔ سامری
گوساله ٔ فلک
گوساله پرست
گوساله پرستی
گوسان=بدیهه سرا
گوسپند
گوسپنددار
گوسپندداری
گوسپندکشان
گوسپورت
گوست
گوستاو اول
گوستاو پنجم
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه