ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
بر خیز و به جام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
ککمک
نشانه های اختصاری
ککمک .
[ ک ُ م ُ ] (ص ) ماکیان که از تخم دادن مانده باشد. (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ) (شعوری ). رجوع به کُک شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
ککچه
ککچی
ککرونده
ککری
ککری
ککری
ککژ
ککش
ککم
ککمک
ککمک
ککنار
ککه
ککه
ککی
ککین
کل
کل
کل
کل
کل
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
ککمک
ککمک . [ ک َ م َ ] (اِ) چیزی باشد سیاه که بر رو و اندام مردم بهم میرسد و آن را ماه گرفت نیز گویند. (برهان ) (آنندراج ). کلف که بر روی و اند...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه