ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
بر خیز و به جام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
نقشبند
نشانه های اختصاری
نقشبند.
[ ن َب َ ] (اِخ ) خواجه بهاءالدین محمدبن محمد بخاری . از اکابر عرفا و صوفیان قرن هشتم و مؤسس طریقت نقشبندیه است . خواجه علاءالدین عطار و خواجه محمد پارسا از مریدان اویند. کتاب دلیل العاشقین در تصوف و کتاب حیات نامه در وعظ و نصیحت از اوست . وی به سال
791
یا
790
هَ . ق . در مولد خویش دیه قصر عارفان از توابع بخارادرگذشت . (از ریحانة الادب ج
1
ص
183
). و رجوع به تاریخ ابن خلکان ج
1
ص
213
و معجم المطبوعات ستون
596
شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
نقش پیوند
نقش جهان
نقش دادن
نقش دوز
نقش روان
نقش ساز
نقش طراز
نقش علی
نقش کند
نقشبند
نقشبند
نقشبندی
نقشبندی
نقشبندیه
نقشگر
نقشمایه
نقشنامه
نقشه
نقشه ٔ جغرافیا
نقشه بردار
نقشه برداری
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
نقشبند
نقشبند. [ ن َ ب َ] (نف مرکب ) نقاش . مصور. (آنندراج ). نقاش . زردوز. گلدوز. کسی که آرایش می کند. (ناظم الاطباء). نگارگر. صورتگر. چهره گشا. رسام ....
غلام نقشبند
غلام نقشبند. [ غ ُ م ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) ابن عطأاﷲ لکهنوی هندی حنفی . او راست تفسیر بعض سور قرآن ، شرح الخزرجیةفی العروض ، فرقان الانوار فی الت...
غیاث نقشبند
غیاث نقشبند. [ ث ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) (خواجه ...) بافنده و نقشبند و از ولایات یزد بود. وی در اصفهان اقامت داشت و در عصر شاه عباس ماضی میزیست ....
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه