صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
ساقی غم من بلند آوازه شدست
سر مستی من برون ز اندازه شدست
با موی سپید سرخوشم ؛ کز می تو
پیرانه سرم ؛ بهار دل تازه شدست
محلس نشانه های اختصاری
محلس . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) آن که حلس پوشاند شتر را و حلس گلیم سطبر که بر پشت شتر زیر بردعه نهند. (آنندراج ). کسی که باگلیم می پوشاند پشت شتر را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || باران پیوسته بارنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). بارانی که با قطره های کوچک مداوم و پیوسته ببارد. (ناظم الاطباء). || مفلس و کسی که دارای افلاس باشد. ج ، محالیس . (ناظم الاطباء)(از منتهی الارب ). یقال محلس مفلس . (تاج العروس ). || فقیر. (محیط المحیط). رجوع به احلاس شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
محلس محلس . [ م ُ ل َ ] (ع ص ) سیر بی فتور: سیر محلس ؛ رفتن بی فتور و خلل . (از منتهی الارب ) (تاج العروس ) (از ناظم الاطباء). و رجوع به تاج العروس ...
محلصاین واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه