صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 

از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که به ما گوید راز؟
هان ! بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آئی باز 

مئار نشانه های اختصاری
مئار. [ م ِ ] (ع مص ) ممأرة. دشمنی کردن و تباهی انداختن و فتنه انگیختن میان مردم . || فخر کردن . || برابری نمودن با کسی در کاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.80 ثانیه
واژهمعنی
میارمیار. [ م َی ْ یا ] (ع ص ) خواربارآور و غله کش از جایی به جایی . (منتهی الارب ، ماده ٔ م ی ر) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
میارمیار. [ م ُی ْ یا ] (ع ص ، اِ) ج ِ مائر. (منتهی الارب ). و رجوع به مائر شود.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه