صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
هنگام سپید دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری؟
یعنی که نمودند در آئینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
بستن پنجره
این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است.
لیاول نشانه های اختصاری
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.81 ثانیه
واژهمعنی
لیاول بالالیاول بالا. [ ل ِ وُ ل ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان عمارلو از بخش رودبار شهرستان رشت ، واقع در 34هزارگزی خاور رودبار و 22هزارگزی رستم آباد. کوهستان...
لیاول پائین لیاول پائین . [ ل ِ وُ ل ِ ] (اِخ ) دهی جزء بلوک خورگام دهستان عمارلواز بخش رودبار شهرستان رشت واقع در 33هزارگزی خاور رودبار و 21هزارگزی رست...
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه