صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است
بی زمزمه ساز عراقی هیچ است
هر چند در احوال جهان می نگرم
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است
مروج نشانه های اختصاری
مروج . [ م ُ رَوْ وِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر ترویج . رجوع به ترویج شود. روائی دهنده . (از منتهی الارب ). کسی که کالاها و درمها را ترویج دهد. (از اقرب الموارد). ترویج کننده . روائی بخشنده ٔ متاع و درم . آنکه سبب شود روائی و انتشار چیزی را.
- مروج الاحکام ؛ ترویج کننده ٔ احکام . لقبی است برای دسته ای از روحانیان که ردیف واعظ، مذکر، مسأله گو و مانند آن است .
- مروج علوم ؛ روائی دهنده و منتشر کننده ٔ علوم . (ناظم الاطباء).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.20 ثانیه
واژهمعنی
مروج مروج . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ مَرج . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). چمنها. چراگاهها. رجوع به مرج شود.
مروج مروج . [ م ُ رَوْ وَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترویج . رجوع به ترویج شود. روائی یافته . (منتهی الارب ).
مروج الذهباین واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه