ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
صبح است ؛ دمی با می گلرنگ زنیم
وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم
دست از امل دراز خود بازکشیم
بر زلف دراز و دامن چنگ زمین
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
ورشو
نشانه های اختصاری
ورشو.
[ وَ ش َ
/
ش ُ ] (اِ) فلزی سفید به رنگ سیم . فلز مرکبی را گویند نقره مانند که در شهر ورشو از آن ظروف و اوانی میسازند. (ناظم الاطباء). آلیاژی از نیکل
20
% و روی
35
% و مس
45
% که به خوبی ذوب و به آسانی قالب گیری میشود، از این جهت ساختن اسبابهای مختلف از آن آسان است و چون سفیدرنگ و محکم و فسادناپذیر است از آن جهت ساختن قاشق و چنگال و مقاومتهای الکتریکی استفاده میکنند. (فرهنگ فارسی معین ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
ورشتان
ورشتک
ورشتن
ورشک
ورشکست
ورشکست شدن
ورشکستگی
ورشکستن
ورشکسته
ورشنان
ورشو
ورشو
ورشیم
ورشین
ورشینگر
ورشینگیر
ورص
ورض
ورطات
ورطة
ورطه
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.52 ثانیه
واژه
معنی
ورشو
ورشو. [ وَ ش َ / ش ُ ] (اِخ ) پایتخت کشور لهستان واقع در روی رود ویستول و دارای 1100000 تن جمعیت . (ناظم الاطباء). این شهر در 325میلی مشرق ب...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه