ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ ؛ نمی شاید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است.
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
بز کوهی
نشانه های اختصاری
تصویر بزکوهی نماد ملی ایرانیان باستان است و به معنی: آب خواهی ، زایندگی ، باروری و محافظت است.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
بز
بز
بز
بز
بز
بز آوردن
بز اخفش
بز رقصاندن
بز عایشه
بز کوهی
بز کوهی
بز گر
بز گرفتن
بز گیر آوردن
بزآباد
بزآویز
بزا
بزا
بزابز
بزات
بزاة
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.09 ثانیه
واژه
معنی
بز کوهی
بز کوهی . [ ب ُ زِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) ۞ رَنگ . (فرهنگ اسدی ). صدیع. قفاص . (منتهی الارب ). معز وحشیة. تیس جبلی . پازن . اُیَّل . وعل . ثیت...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه