ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
جامی است که عقل آفرین می زندش
صد بوسه مهر بر جبین می زندش
این کوزه گر دهر ؛ چنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمین میزندش
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
خزامة
نشانه های اختصاری
خزامة.
[ خ ُ م َ ] (اِخ )ابن لیثی بن یعمر. وی صحابی بود. (از منتهی الارب ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
خزاق
خزاق
خزاق
خزالی
خزام
خزام
خزام
خزاما
خزامات
خزامة
خزامة
خزامة
خزامی
خزامین
خزان
خزان
خزان
خزان
خزان
خزان حنا
خزان خنک
واژه های همانند
6 مورد، زمان جستجو: 0.31 ثانیه
واژه
معنی
خزامة
خزامة. [ خ ِ م َ ] (ع اِ) حلقه ٔ موئین که در بینی شتر کنند ومهار بر وی بندند. ج ، خِزام ، خِزامات ، خَزائم . || تسمه ای که بدان نعلین را به...
خزامة
خزامة. [ خ ُ م َ ] (اِخ ) بنت جهمة. زنی از زنان صحابیه بوده است . (از منتهی الارب ).
خضامة
خضامة. [ خ ُ م َ ] (ع اِ) آنچه خائیده خورده شود. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خذامة
خذامة. [ خ ُ م َ ] (ع اِ) قطعه . پاره . تکه . (ناظم الاطباء).
خضامه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
ابن ابی خزامه
ابن ابی خزامه . [ اِ ن ُ اَ خ ُ م َ ] (اِخ ) یا ابوخزامةبن خزیمه . شیخ زهریست . (منتهی الارب ).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه