صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 

جمعی متفکرند اندر ره دین
جمعی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بی خبران راه نه آن است و نه این

نقشبندی نشانه های اختصاری
نقشبندی . [ ن َ ب َ ] (حامص مرکب ) صنعت نقاشی و زردوزی و گلدوزی . (ناظم الاطباء). نگارگری . نقاشی . (یادداشت مؤلف ). عمل نقشبند. رجوع به نقشبند شود : چین بن یافث ... نقشبندی و جامه ها بافتن مردم را بیاموخت . (مجمل التواریخ ).
شعری به خوش خیالی چون چاشنی وصل
کلکی به نقشبندی چون صورت خیال .

مجد همگر.


ببین در آینه ٔ جام نقشبندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی .

حافظ.


- نقشبندی کردن ؛ نقاشی کردن . زینت دادن . به نقش و نگار آراستن . مجسم و مصور کردن :
معانی را بدو ده سربلندی
سعادت را بدو کن نقشبندی .

نظامی .


پادشاهی نه به دستور کند یا گنجور
نقشبندی نه به شنگرف کند یا زنگار.

سعدی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
12 مورد، زمان جستجو: 0.20 ثانیه
واژهمعنی
نقشبندی نقشبندی . [ ن َ ب َ ] (اِخ ) نقشبندیه .نام یکی از سلسله های صوفیه است که منسوب و پیرو خواجه محمد بهاءالدین نقشبنداند. رجوع به نقشبند شود.
حسن نقشبندی حسن نقشبندی . [ ح َ س َ ن ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) ابن مصطفی بغدادی قادری . ساکن دمشق و درگذشته ٔ 1182 هَ . ق . او راست : تفسیر آیه ٔ «لن ترانی » (قر...
حسن نقشبندی حسن نقشبندی . [ ح َ س َ ن ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن حسن بن محمد حسام الدین ساکن استانبول و درگذشته ٔ 1284 هَ . ق . اوراست : شرح شمائل ترم...
علی نقشبندی علی نقشبندی . [ ع َ ی ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن محمد زهری شروانی مدنی نقشبندی حنفی . ملقب به اکمل الدین . رجوع به علی شروانی شود.
علی نقشبندی علی نقشبندی . [ ع َ ی ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن مرادبن علی بخاری الاصل دمشقی حنفی نقشبندی . مشهور به مرادی . رجوع به علی مرادی شود.
حسام نقشبندی حسام نقشبندی . [ ح ُ م ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) حسن بن محمدبن حسن ساکن استانبول بود و در 1282 هَ . ق . درگذشت . او راست : شرح شمائل ترمذی . (هدیةالعار...
خانی نقشبندی خانی نقشبندی . [ ی ِ ن َ ب َ ] (اِخ )شیخ محمدبن عبداﷲبن مصطفی خانی شافعی خالدی نقشبندی (1213-1279 هَ . ق .) یکی از فقها و کاملان زمان خود ا...
حسین نقشبندی حسین نقشبندی . [ ح ُ س َ ن ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) رجوع به حسین خالدی شود.
خالدی نقشبندی خالدی نقشبندی . [ ل ِ ی ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) اسعد خالدی نقشبندی . او راست : 1 - نور الهدایة و العرفان فی سر الربط و التوجه و ختم الخواجکان . کتابی ...
خالدی نقشبندی خالدی نقشبندی . [ ل ِ ی ِ ن َ ب َ ] (اِخ ) اسماعیل بن عبداﷲ خالدی نقشبندی . او راست : «شرح مقدمةالمبتدی » که در هامش آن متن «مقدمه » آمده است...
1 2
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه