ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ ؛ نمی شاید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
دبنگ
نشانه های اختصاری
دبنگ .
[ دَ ب َ ] (ص ) در تداول عامه ، سخت احمق . بی مغز. دشنام گونه ای است مر احمق را. نادان . ابله . گول . مرد ابله و بداندام . (آنندراج ). مردم مجدر و بدشکل و تنبل . (ناظم الاطباء). تبنگ . کودک قوی البدن و صحیح الاعضاء. (شعوری )
:
تا رشته به دست این دبنگ است
این قافله تا به حشر لنگ است .
پرورد روزگار دون پرور
هر کجا مردکی دبنگ بود.
ابولفرد نصیرای (از آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
دبلة
دبلون
دبلیس
دبلین
دبلیو تی او
دبم
دبم
دبن
دبن
دبنة
دبنگ
دبنگوز
دبنون
دبه
دبه
دبه
دبه
دبه
دبه
دبه
دبه
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه