ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
این بهر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زان روی که هست کس نمی داند گفت
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
خضخض
نشانه های اختصاری
خضخض .
[ خ ُ خ ُ ] (ع ص ) فربه کلان شکم از مردان و شتران . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
خضاف
خضاف
خضاف
خضام
خضامة
خضامه
خضب
خضب
خضبة
خضخاض
خضخض
خضخض
خضخضة
خضد
خضد
خضد
خضر
خضر
خضر
خضر
خضر
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
خضخض
خضخض . [ خ ُ ض َ خ ِ ] (ع ص ) فربه کلان شکم از مردان و شتران . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
خزخز
خزخز. [ خ ُ خ ُ ] (ع ص )آنکه گوشت های ساق وی ستبر باشد. (از منتهی الارب ).
خزخز
خزخز. [ خ ُ زَ خ ِ ] (ع ص ) توانا. (منتهی الارب ).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه