صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 اخبار لغت نامه 
 از پروژه لغت نامه حمایت کنید 

هزاران نفر در روز از این سایت برای یافتن معانی واژگان فارسی استفاده می کنند. کمک مالی شما، این پروژه را در راه ارائه خدماتی بهتر و گسترده تر و نیز توسعه اهداف نرم افزاری پروژه یاری خواهد کرد.

برای ارسال کمک مالی خود در اینجا کلیک کنید.




برای مشاهده فهرست اشخاص و شرکتهایی که با ارسال کمک مالی خود ما را در نگهداری و توسعه این پروژه یاری داده اند، اینجا کلیک کنید.

 پیشنهادها و انتقادها 

برای آشنایی با پروژه لغت نامه و روند پیشرفت آن به وب نوشت لغت نامه مراجعه کنید.

همچنین شما می توانید نظرات خود را درباره سایت لغت نامه و تغییرات جدید آن از طریق صفحه پیشنهادها و انتقادها برای ما ارسال کنید. پیشاپیش از همکاری شما با سایت لغت نامه سپاسگزاریم.

 افزودن و ویرایش معنی 

شما می توانید پس از ثبت نام و ورود به سایت، از طریق بخش مدیریت واژه ها برای واژه های جدید معنی بنویسید، یا معنی واژه های موجود را ویرایش کنید.

 


 

 چکامه 
سیمین بهبهانی
دوباره می سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره می بویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون،
به سیل اشک روان خویش
دوباره ، یک روز آشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ می زنم،
ز آبی آسمان خویش
اگر چه صد ساله مرده ام،
به گور خود خواهم ایستاد
که بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعره ی آنچنان خویش
کسی که « عظم رمیم» را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه می بخشدم شکوه ،
به عرصه ی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد،
جوانی آغاز می کنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز می کنم
که جان شود هر کلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست کز تاب شعله اش
گمان ندارم به کاهشی،
ز گرمی دمان خویش
دوباره می بخشی ام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره می سازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش
صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه